تبليغات|طراحی سایتX
دوستانه

صفحه نخست

ايميل ما

لينك آر اس اس

آرشیو مطالب

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
:: لينك آر اس اس
::
آرشیو مطالب
::
طراح قالب

:: تحقیقات جامع
:: دانلود برنامه
:: عاشقانه
:: عکس های عاشقانه

آرشیو مطالب تماس با ما


نويسندگان :
:: mosafer

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین

چت روم
آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin

كد عكس تصادفی







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


دل نوشته

سلام دوست خوبم، ممنون که دعوتم رو قبول کردی

دوست دارم به مناسبت نیمه ی شعبان هر دردودلی که با آقا امام زمان (عج) داری در این بخش بنویسی .

 

فقط یادت باشه اون چیزی که توی دلته، اون چیزی که میخوایی فریاد بزنی، دوست داری به آقای خودت بگی بنویس، بدونه ظاهر سازی، بدون چشم تو هم چشمی

 

فرا رسیدن نیمه ی شعبان بر همه ی دوستان گرامی مبارک باد

 

اولین دلنوشته از خودم :

سلام آقا جون... خوبید شما؟ انشالله که خوب خوب باشید. آقاجون! میدونم که ما شیعه ها بدجوری دل شما رو بدرد میاریم ولی تو رو جون مادرت بیا دیگه، به خدا درسته ما گناهکاریم ولی با همه ی وجود منتظرتون هستیم تا بیاییدو به این چشم انتظاری خاتمه بدین. میدونم، میدونم که اگه کسی شما رو مورد خطاب قرار بده حتما شما گوش میدین حلا جوابش بستگی به اعمالش داره! آقا جون! مولای عزیزم میخوام یه خواهشی از شما داشته باشم گرچه خودمم میدونم خیلی پرروئیه ولی تو رو خدا گوش کنید... آقا جون ... مهدیا! میخوستم بگم که دوست دارم شما رو (حداقل برای یک ثانیه) ببینم و بعد از اون دیگه نفس نکشم اما خودم میدونم، میدونم که خواهش دیدن شما و مردن توی این راه برای من گنهکار محاله، محال ؛ پس خواهش کوچکتری میکنم و اونم اینه که یکبار فقط و فقط واسه یکبار هم که شده، به وبم بیایی دلنوشته هامو ببینی، ببینی که چقدر دوست دارم زودتر ظهور کنی؛

آقا جون میدونم که شما  حضرت نرجس خاتون (س) رو خیلی دوست دارید و به بی بی فاطمه ی زهرا (س) هم خیلی علاقه دارید، و اینم میدونم که شما حتما حتما یه روزی میاین و انتقام خاندان پاک حضرت محمد (ص) رو میگیرین! پس تو رو به حق ...ن و بی بی زهرا (س) تو رو به حق پهلوی شکسته حضرت زهرا! تو رو به حق خون به ناحق ریخته ی خاندان پاکتون، تورو به حق پدر بزرگوارتون حضرت امام حسن عسگری (ع) تو رو به خدا دیگه بیایین آقا! بخدا چشم انتظاری خیلی بده. هر چند ما منتظرهای خوبی نبودیم، آقا شما که میبیند با شیعیان چیکار میکنن پس چرا نمیایین؟ آقا جون دیگه تا کی! تا کی منتظر باشیم؟ ببینید این از خدا بی خبرها چیکار میکنن چرا نمایین و به همشون اون خشم حیدریتون رو نشون نمیدین؟ تا بدونن ما شیعه ها هم مولایی داریم، تا بدونن توهین به اهل بیت یعنی چی .

یا امام زمان میخوام با همه ی بدیهام فقط یه چیز بهتون بگم، خیلی دوستتون دارم خیلی

 

آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی / همه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی

طعنه ز اغیار تو ای یار شنیدن تا کی / روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی

چهره بگشای که رخسار تو دیدن دارد / سخن از لعل تو ای دوست شنیدن دارد


سلام بر انتقام گیرته خون شهیدان کربلا


موضوع :

نوشته شده توسط mosafer در 28/4/1389

ارسال نظر [ 1 ]


عشق یعنی

... عشق یعنی لایق مریم شدن ... عشق یعنی با خدا هم دم شدن

... عشق یعنی جام لبریز از شراب ... عشق یعنی تشنگی یعنی سراب

... عشق یعنی خواستن و له له زدن ... عشق یعنی سوختن و پر پر زدن

... عشق یعنی سال های عمر سخت ... عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ

... عشق یعنی با " خدا یا " ساختن ... عشق یعنی چون همیشه باختن

... عشق یعنی حسرت شب های گرم ... عشق یعنی یاد یک رویای نرم

... عشق یعنی یک بیابان خاطره ... عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره

... عشق یعنی گفتنی با گوش کر ... عشق یعنی دیدنی با چشم کور

... عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت ... عشق یعنی آخر خط بهشت

... عشق یعنی گم شدن در لحظه ها ... عشق یعنی آبی یه بی انتها

... عشق یعنی یک سوال بی جواب ... عشق یعنی رفتن توی خواب


موضوع :

نوشته شده توسط mosafer در 28/4/1389

ارسال نظر [ 0 ]


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است .


موضوع :

نوشته شده توسط mosafer در 20/4/1389

ارسال نظر [ 0 ]


ای امید عبث بی حاصل

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!

حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه

غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه

چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی

تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم

از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره

زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم !

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

من میدونم‌من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه

تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه!

میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن

تنها دلیل زندگیم!

با یه غمی دوستت دارم... 

موضوع :

نوشته شده توسط mosafer در 20/4/1389

ارسال نظر [ 0 ]


عشق

جدیدترین عکس های عاشقانه در کلوپ آریایی

















سری جدید عکسهای عاشقانه عشقولانه









مجموعه جدید و زیبای عکس های عاشقانه
























       

           

          Image By Fotos.Blogfa.Com

          تو را دوست میدارم ولی افسوس كه توهرگز نمیدانی ، نگاهت میكنم شاید بخوانی ازنگاهم ، ولی افسوس كه تو حتی نگاهم رو نمیخوانی --- از طرف  نغمه عزیز

          چه حقیرند مردمی كه نه جرئته دوست داشتن دارند نه اراده ی دوست داشتن ، نه لیاقته دوست داشته شدن و نه متانته دوست داشته شدن و مدام شعر عاشقانه می خوانند. --- از مریم خانوم


          مرد به كرات عشق می ورزد اما كم و زن به ندرت اما بسیار --- از مریم خانوم


          وقتی كسی رو دوست داری  حاضری جون فداش كنی


          حاضری دنیا رو بدی  فقط یك بار نگاهش كنی


          به خاطرش داد بزنی  به خاطرش دروغ بگی


          رو همه چیز خط بكشی  حتی رو برگه زندگی


          وقتی كسی تو قلبته  حاضری دنیا بد باشه


          فقط اونی كه عشقته عاشقی رو بلد باشه


          قیده تمومه دنیا رو به خاطره اون میزنی


          خیلی چیزا رو میشكنی تا دله اونو نشكنی


          حاضری بگذری از دوستایه امروز و قدیم


          اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم


          حاضری قلبه تو باشه پیشه چشایه اون گرو


          فقط خدا نكرده اون یك وقت بهت نگه برو


          حاضری حرفه قانون رو ساده بزاری زیر پات


          به حرفه اون گوش بدیو به حرفه قلبه با وفات


          وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری


          تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری


          حاضری جونت رو بدی ، یه خار تویه دستشم نره


          حتی یه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره


          وقتی كسی تو قلبته یك چیزه قیمتی داری


          دیگه به چشمات نمیاد اگر كه ثروتی داری


          نزار كه از دستت بره این گنجه خیلی قیمتی    --- از مریم گل


          قلبم را در روشنایی امروز تقدیمت می كنم تا در تاریكیه فردا فراموشم نكنی --- از مریم خانوم


          گر در بیابان ها صد سال ویران شوی ، بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوی --- از ساناز


          صفای خاطر دلها زدرد است / دل بی درد همچون گور سرد است. --- از ساناز


          میروم خسته و افسرده و زار

           سوی منزلگه ویرانی خویش

          به خدا می برم از شهر شما

           دل شوریده و دیوانه ی خویش

           می برم که در آن نقطه ی دور

           شستشویش دهم از رنگ گناه

           شستشویش دهم از کله ی عشق

           زین همه خواهش بیجا و تباه

           می برم تا ز تو دورش سازم

          ز تو ای جلوه ی امید مهال

           می برم زنده بگورش سازم

          تا از این پس نکند یاد وصال

          ناله می لرزد می رقصد اشک

          آه بگذار که بگریزم من

          از تو ای چشمه ی جوشان گناه

           شاید آن به که بپرهیزم من

           بخدا غنچه ی شادی بودم

           دست عشق آمد و از شاخم چید

           شعله ی آه شدم صد افسوس

           که لبم باز بر آن لب نرسید

          عاقبت بند سفر پایم بست

          میروم خنده به لب خونین دل

          میروم از دل من دست بدار

           ای امید عبث بی حاصل

          سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
          آره بازم منم همون دیونه همیشگی

          فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!

          دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!

          حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه

          جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه

          ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

          از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه

          دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

          فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

          فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه

          غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه

          چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی

          تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی

          اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

          منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون

          راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم

          رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم

          از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره

          زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره

          فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم !

          حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

          رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

          قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی

          به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

          یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته

          من میدونم‌من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره

          بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره

          عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

          یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

          تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم

          داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم

          وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر

          مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر

          حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه

          تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه!

          میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

          نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن

          تنها دلیل زندگیم!

          با یه غمی دوستت دارم... 

            Love Picture | عکس عاشقانه | www.mr-star.net

             


              موضوع : عکس های عاشقانه

              نوشته شده توسط mosafer در 20/4/1389

              ارسال نظر [ 0 ]


              عکسهای عاشقانه























              جدیدترین عکس های عاشقانه همراه با اشعار عاشقانه


                موضوع : عکس های عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 20/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                غم

                غم آبادی به نام زندگانی ساختم بی تو
                ز بیم شام تنهایی به غم پرداختم بی تو
                به زیر ران ما اسب جوانی بود و شادی ها
                رمیدی از من و تنهای تنها تاختم بی تو
                عزیزت خواستم تا یوسف كنعان من باشی
                ز جان بگذشتم و خود را به چاه انداختم بی تو
                پس از آن دوستی ها عاشقی ها آشنایی ها
                برای خود در این غمخانه زندان ساختم بی تو
                چنان در خویش می گریم كه مژگان هم نمی داند
                به لبهایت قسم لبخند را نشناختم بی تو
                میان پاكبازان سرابرازم زانكه این هستی
                قماری بود و یكسر هستی ام را باختم بی تو


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 20/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                تنها

                اگرتنهاترین تنها شوم                                                         

                بازهم خدا بامن است

                اوجانشین تمام نداشتنهای من است

                کوچه ها تاریکند / نه چراغی / نه صدایی / نه کسی / بایدازاین دیار رفت

                پشت دریاها شهری است / قایقی باید ساخت / باید انداخت به اب

                اما نه قایقی هست ونه دریایی / ونه ابی / تاکه مارا ببرد ازاین دیار / تاکه از فاصله ها دور شویم

                یا که دراین قفس رو به سکوت محو شویم

                کوچه هاتاریکند / نه صدایی / نه چراغی / نه کسی

                همه جا پر ازسکوت است

                ومن اینجا تنها به تو میاندیشم / به تو که راز سکوتت شهری است / بودنت قایق تنهایی من

                ونگاهت همه دیای وجود

                کوچه ها تاریکند / نه صدایی / نه چراغی / نه کسی / باید ازاین دیار رفت

                باید از واژه تکراری پایان گذ شت

                لحظه ها میگذرند ومن ازناگفته ها می شنوم / عاقبت باید رفت

                عاقبت ازمن ما هیچ به جا میماند

                عاقبت باید رفت فقط خدا می ماند وبس


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 7/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                ببخش خدا

                ..:: ببخش خدا ::..

                از اینکه منتظر بودم تا دیگران بهم سلام کنند.از اینکه دردنیا و تجملاتش غرق شدم.از اینکه اعضای بدنم دایم به خطا می رفت.از اینکهشنیدن حرف حق برایم تلخ است.از اینکه ایمانم به بندگانت بیشتر از ایمان بهتوست.
                 
                از اینکه شبها به یاد تو نخوابیدم و روزها با یاد تو از جا برنخواستم
                از اینکه در کارهایم با همه غیر از تو مشورت کردم.
                 
                از اینکه رعایت حجاب رافقط در پوشش ظاهر دونستم و حجاب چشم و گوش وزبان و دست و پا را فراموش کردم.
                 
                ازاینکه در امانت هایت خیانت کردم.از اینکه منتظر بودم تا دیگران از من تعریف وتمجید کنند.
                 
                از اینکه خدایی نبودم و شبیه بندگانت شدم.از اینکه نمازم رابدون حضور قلب و برای بندگانت خواندم.از اینکه مالی که متعلق به تو بود از آنخود دانستم.از اینکه وقت و بی وقت خلف وعده کردم.از اینکه انجایی که بایدسکوت می کردم حرف زدم و آن جاییی که باید حرف می زدم سکوت کردم.از اینکه حقنعمت هایت را به جا نیاوردم.و از اینکه....


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 7/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                کربلا


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 7/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                سلمی به عشق

                من به نام شما آغاز می کنم هر صبح، بندگی را.

                به نام تو آغاز می کنم این صبح عاشقانه را و سلامت می گویم ای عشق!

                سلامت می گویم، ای توان زندگی در جان ذرّه ها، ای آرزوی درختان ایستاده به سوی مشرق، ای موعود!

                همه روز، آفتاب به امید آمدنت طلوع می کند و گل ها برای دیدن تو چشم می گشایند و به امید رسیدن تو، بشر خسته، هر صبح را بهانه تلاش می سازد.

                صبحگاهان، بهانه نوشتن، انتظاری کهنه است و عابران عجول کوچه ها و خیابان ها، به امید جواب سلام تو، به هم سلام می دهند.

                کاش می دانستند صبح کدامین روز آسمانی، جواب سلامت را می شنوند


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                دل من


                در شب تیره دیوانه ای کاو

                دل به رنگی گریزان سپرده

                در دره ی سرد و خلوت نشسته

                همچو ساقه ی گیاهی فسرده

                می کند داستانی غم آور

                ای دل من،دل من،دل من

                بی نوا مضطرا قابل من

                با همه خوبی و قدر و دعوی

                از تو آخر چه شد حاصل من

                جز سرشکی به رخساره ی غم؟



                می توانستی ای دل رهیدن

                گر نخوردی فریب زمانه

                آن چه دیدی ز خود دیدی و بس

                هر دم از یک ره و یک بهانه

                تا تو ای مست با من ستیزی

                تا به سرمستی و غم گساری

                با فسانه کنی دوستاری



                عالمی دائم از وی گریزد

                با تو او را بود سازگاری

                مبتلایی نیابد به از تو

                مبتلایی که ماننده ی او

                کس درین راه لغزان ندیده

                آه! دیری است کاین قصه گویند:

                از بر شاخه مرغی پریده

                مانده بر جای از او آشیانه


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                فرمانهای بدرد بخور درقست ran

                حتما شما نیز تا به حال با Run موجود در ویندوز خود سروکار داشته اید. برای استفاده مفید از Run دستورات خاصی وجود دارد که هر یک کار مفیدی را انجام میدهد. به عنوان مثال دستوری که اطلاعات سخت افزاری و هم چنین اطلاعات سیستمی اعم از رم و کارکرد CPU و غیره را به نمایش میگذارد. دانستن این دستورات ویندوزی بهتر و مدیریت آسانتر را برایتان به ارمغان خواهد آورد.


                با استفاده از کلیدهای ترکیبی Win+R و یا رفتن به منوی استارت وارد محیط Run شوید.
                حال کافی است هر یک از این کدها را در آنجا وارد کنید:

                REGEDIT
                با تایپ این دستور رجیستری ویندوز باز میشود وبا استفاده از ان متوانید قسمت های مختلف ویندوز را بنا به سلیقه و خواست خود تغییر دهید .متذکر می شویم در رجیستری چیزی را که نمیدانید حذف یا تغییر ندهید .

                CMD
                با تایپ این دستور محیط سیستم عامل داس روبروی شما ظاهر می شود و می توانید فرمان های خود را برای این سیستم عامل تایپ نمایید.

                PERFMON
                با تایپ این دستور برنامه سیستم مانیتور اجرا می شود و در آن جزییاتی در مورد فضای اشغال شده از رم و یا مقدار بازدهی سی پی یو و همچنین مقدار اطلاعات خواننده شده از هارد را برای شما به صورت نمودار بیان می نماید.

                SYSEDIT
                با تایپ این دستور ویرایشگر فایل های سیستمی اجرا می شود و می توانید آنها را ویرایش نمایید .متذکر میشویم در صورت تغییرات اشتباه ممکن است سیستم شما بالا نیاید .

                FIREWALL
                با تایپ این دستور می توانید دیواره آتش ویندوز خود را فعال ویا غیر فعال کنید . فعال بودن دیواره آتش برای امنیت در شبکه ونیز جلوگیری از ورود هکرها به سیتم شما بسیار موثر است.

                Drwtsn32
                با تایپ این دستور برنامه دکتر واتسون اجرا می شود این برنامه در گزارش و همچنین عیب یابی مشکلات نرم افزاری بسیار مفید می باشد .

                NTBACKUP
                با تایپ این دستور برنامه گرفتن نسخه پشتیبان بر روی سیستم شما اجرا شده و می توانید از سیستم خود نسخه پشتیبان تهیه نمایید .

                DISKMGMT
                با تایپ این دستور برنامه مدیریت دیسک شما اجرا شده و می توانید با استفاده از آن دیسک سخت خود را مدیریت نمایید ویا هر یک از پارتیشن ها را حذف نمایید .

                DEVMGMT
                با تایپ این دستور میتوانید سخت افزار های نصب شده بر روی سیستم خود را بازبینی نمایید و یا یک از آنها را حذف و یا نصب نمایید .

                EDUCEDIT
                با تایپ این دستور می توانید یک کاراکتر بسازید و یا یک کاراکتر را ویرایش نما یید.

                ُ Services
                با تایپ این دستور می توانید یکی از سرویس های ویندوز را لغو نمایید یا یک سرویس جدید به آن اضافه نمایید .

                MSCONFIG
                با تایپ این دستور میتوانید نرم افزارهای را که در هنگام بالا آمدن سیستم بر روی قسمت سیستم ترایی ویندوز قرار می گیرند غیر فعال کنید .ضمنا اگر سیستم شما دیر Shut Down می شود به این قسمت سری بزنید


                موضوع : دانلود برنامه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                کلیدهای میانبر ویندوز

                کلیدهای میانبر ویندوز

                .
                Ctrl+C
                آیکن را داخل کلیپ برد کپی می کند .
                Ctrl+F
                Find All Files را نمایش می دهد . 
                Ctrl+G
                گو تو فلدر را نمایش می دهد .
                Ctrl+N
                پنجره جدیدی را به نمایش می گذارد .
                Ctrl+O
                Open را باز می کند .
                Ctrl+P
                در هر محیطی پرینت مربوطه را باز می کند .
                Ctrl+s
                سیو می کند .
                Ctrl+X
                آیکن را در داخل کلیپ برد کات می کند .
                Ctrl+Z
                آخرین عمل را غیر فعال می کند .
                Ctrl+V
                عمل Paste را انجام می دهد .
                F1
                بری کمک .
                F2
                تغییر نام آیکن .
                F3
                Find All Folder را فعال می کند .
                Delete+Shift
                آیکن را بطور کامل حذف می کند .
                Alt+Ctrl+Delete
                همون سه انگشتی معروف .
                Alt+Tab
                جابجایی بین محیط های فعال .
                Alt+PrintScreen
                صفحه عکس برداری شده را در داخل Paint پیست می کند .
                Alt+Esc
                جابجایی بین پنجره های ویندوز .
                Alt+BackSpace
                آخرین عمل به حالت قبل انجام بر می گردد .
                Alt+Shift+BackSpace
                آخرین عمل را دوباره انجام می دهد

                موضوع : دانلود برنامه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                نرم افزارحساب داری دستیار

                نرم افزارحساب داری دستیار

                 

                 

                کم حجم ترین , ساده ترین و فارسی ترین  

                حسابداری

                اگر از برنامه های حسابداری پیچیده خسته شدید این نرم افزار ساده را دانلود کنید

                 

                 

                طريقه دانلود روي لينک زير کليک کنيد يک صفحه باز ميشود در آن صفحه  روي گزينهclick here to download this file  کليک کنيد

                 

                http://virusgard.parsaspace.com/dast%20yar.zip


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                اچار فرانسه

                آچار فرانسه برای تعمیر ویندوز

                این نرم افزار خرابی های ویروس را تعمیر میکند   مانند فولدر آپشن و سرچ و....

                این نرم افزار کم حجم است

                 

                 

                دانلود 1مگابایت

                http://www.virusgard.40sotoon.net/data/subsite/virusgard_data/files/achar%2012.zip


                موضوع : دانلود برنامه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                برنامه ای برای بلا بردن سطح امنیت کامپیوتر

                مای کامپیوتر2 مقاوم در مقابل ویروس ها

                اگر می خواهید از ویروس ها همیشه در امان بمانید و امکانات فوق العاده ای را در به مای کامپیوتر خود اضافه کنیداین نرم افزارکم حجم را دانلود کنید

                طريقه دانلود روي لينک زير کليک کنيد يک صفحه باز ميشود در آن صفحه  روي گزينهclick here to download this file  کليک کنيد

                                               

                  http://virusgard.parsaspace.com/my%20com2.zip

                 

                مزایای این برنامه1

                فارسی است 2.امکان دیدن فالهای مخفی سیستمی یعنی فایلهای امنیتی ویندوز 3.امکان دیدن ویروسهای مخفی در پوشه ها4اانتخاب  فایل های هم نوع 5.امکان یادداشت نویسی روی فایل ها 6مشاهده وکار روی فلش مموری و سی دی یعنی اگر یک فلش یا سی  ذی ذارید که نمی دانید ویروس دارد یا نه می توانید براحتی آن را باز کرده بدون اینکه ویروس های آن فعال شود7.عدم نفوذ  پذیری ویروس این برنامه در مقابل ویروس ها مثقاوم است 8.سرعت فوق العاده وچندین مزیت دیگر

                 


                موضوع : دانلود برنامه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                چت بدون اینترنت

                چت بدون اينترنت

                چت بدون اينترنت نرم افزاري ميباشد بسيار هوشمند كه فضاي يك چت واقعي رت براي شما ايجاد ميكند و شما مي توانيد با افراد موجود در اين نرم افزار ساعت هاي زيادي  را گفتگو كنيد ولذت ببريد

                 

                 طريقه دانلود روي لينک زير کليک کنيد

                 

                 http://www.virusgard.40sotoon.net/data/subsite/virusgard_data/files/chat.zip


                موضوع : دانلود برنامه

                نوشته شده توسط mosafer در 3/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                «درد بي‌دوا»

                «درد بي‌دوا»

                رسيدم سر كوچه. تو كوچه فقط دختر همسايه بود. داشت مي‌رفت مدرسه. كلاس سوم ابتدايي بود همسن من بود. رفتم خانه حالم بد شد.

                نمي‌خواستم مادرم بفهمد حالم بده. اگر مي‌فهميد مي‌گفت: صد دفعه گفتم با ليوان اين و آن آب نخور. از دست‌فروشي‌ها چيزي نخر. منم حال و حوصله‌ي اين حرف‌ها را نداشتم ...

                فردا دوباره وقتي رسيدم سر كوچه دختر همسايه را ديدم ...

                هر روز حالم بدتر مي‌شد. تصميم گرفتم دزدكي برم پيش عطاري محلمان ...

                وارد مغازه شدم. ايستادم تا مشتري‌ها بروند. بعد از اين كه خلوت شد، عطاري گفت: بفرماييد. گفتم: من يه دوا مي‌خواستم. عطاري گفت: چه دوايي؟

                -        نمي‌دانم.

                -        مشكل‌تان چيست؟ تا من دوا را بدهم.

                -        من يه مدتي هست كه دست و پايم را گم مي‌كنم. هل مي‌شوم. قلبم تند تند مي‌زند ...

                -        هميشه اين طوري هستيد؟

                -        نه، فقط ظهرها اين طوري مي‌شوم.

                -        كس خاص را مي‌بيني كه اين طوري مي‌شوي؟

                -        نمي‌دانم

                -        موقع ظهر چه كسي‌ها را مي‌بيني؟

                -        مادرم، پدرم، بقال‌هاي محله، آدم‌هايي كه رد مي‌شوند از كنارم. دختر همسايه. عطارفروشي يكم بهم نگاه كرد و خنديد و گفت: دختر همسايه را ظهرها مي‌بيني؟

                -        بله

                دو بار نيش خندي زد و گفت: تو عاشق شدي.

                -        مريضي بديه؟ با دوا خوب مي‌شه ديگه؟ ها؟

                -        عزيزم دوا نداره

                شروع كرد به گريه كردن. گفتم: اگر مامانم بفهمد، ديگر ول كنم نيست ...

                رفتم خانه. با ترس و لرز پيش مامانم رفتم. گريه كردم. مادرم گفت: عزيزم چرا داري گريه مي‌كني؟ گفتم: مادر، من ... من ... رفتم پيش عطاري، آخه حالم بد بود. بعد او گفت: كه من عاشق شدم، گفت: دوا نداره. مامان به خدا از ليوان كسي آب نخوردم. از دست‌فروشي‌ها هم چيزي نخريدم.

                همه‌اش تقصير دختر همسايمون هست. او اين ويروس را به من منتقل كرده. مادرم گفت: توي الف بچه را چه به عاشقي. شروع كرد به كتك زدنم ...

                ديگر هر روز مامانم موقع برگشتن از مدرسه مي‌آمد دنبالم تا دختر همسايه را نبينم ...

                حالا معني جمله‌ي (تو عاشق شدي) را مي‌فهمم ...

                آن درد هيچوقت درمان نشد ...

                 


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                « قبر رويايي »

                از پنجره اتاقم به قبرستان كوچك حياتم نگاه مي‌كنم. مادر زودتر از

                 همه رفت براي او يك سال سياه پوشيدم. بعد پدر ما را تنها گذاشت.

                 براي او شش ماه پوشيدم. برادرم هم نتوانست دوري آن‌ها را تحمل

                كند و رفت. براي او چهل روز سياه به تن كردم. قبر خودم را كنار

                مادر كنده‌ام. براي خودم به جاي سياه سفيد مي‌پوشم. رفتم سر قبر

                كنده شده‌ي خودم. داخل قبر دراز كشيدم. احساس آرامش كردم. خوابم

                 برد. خواب مادر را ديدم. وقتي بلند شدم آفتاب چشمم را اذيت

                مي‌كرد. تصميم گرفتم هر شب تو قبر بخوابم تا مادر را ببينيم


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                درد دلهای سرگردان

                ۱) باور دارم ثانیه را... دوست دارم خنده را... مردن چیزی فراتر از زندگیست!

                ۲) پرنده ای در پی قفس... آزادی دشوار است!

                ۳) آسمانی ابری... می بارد باغرور... چتری خشک... انگار باران بر سر ما نخواهد

                بارید!

                ۴) سراغم را امشب از آئینه گرفتم... اما بار دیگر مرا به جا نیاورد!

                ۵) ای کاش  قبر مرا از سنگ صبور می تراشیدند!

                ۶) فاصله مثل اسبی سرکش است که فقط به دست مرگ رام می شود!

                ۷) ما به دنبال پائیز و بهاریم... مگر زمستان زیبا نیست؟... چرا در گیر و داد

                خاطراتیم؟... زندگی همین جا هم زیباست!

                ۸) آتش را زیبا و سوزنده مپندار... این خاکستر است که می ماند!

                ۹) عاشقی باران کویر است... که بی خبر می آید و دل را پاره پاره می کند!

                ۱۰) عاشق شدم مثل باران... بلعید خاک مرا... اینجا نفس کشیدن سخت

                است...

                بگذار به دریا برسم!

                ۱۱) اولین کسی بودم که در نهان خانه ی دلت پا می گذاشتم... اما تو مرا مگس

                خطاب کردی!

                ۱۲) مهرم از در به دری دنبال جای دنجی می گشت... که ناگاه مهمان خانه ی

                دلت را یافت...اما گفتی خانه ام یک اتاقه هست و اجاره داده ای به غرور!

                ۱۳) خدا تو را برای من نقاشی کرد...و من آنقدر محو تو شدم... که حالا هم که

                دزدیدنت... به جای خالیت خیره ام!

                ۱۴) تو یک اتوبوس بودی... و من برای دیدنت ایستگاه می شدم... غافل از این که

                سریع السیر بودی!

                ۱۵) تنها خوبی که از تو به من رسید... این است که هیچ وقت دل درد ندارم!

                ۱۶) چشم هایم تاول زده بود... از کسوف دلت!

                ۱۷) وقتی همسایه ی ما شدی... از ایوان به هم دست تکان می دادیم... اما یک 

                روز گلدانی از طبقه ی بالا افتاد سرم!

                ۱۸) نسیم بین ما آنقدر یک طرفه کار کرد... که از کار افتاد... حالا فقط به خودم تک

                زنگ می زنم!

                ۱۹) می گفتی... پرنده با پرنده باز با باز... راست می گفتی من پنجره بودم!

                ۲۰) کلید دلم را به تو دادم... اما انگار قفلش زنگ زده است!

                ۲۱) از درخت چیدمت... دلم جا ماند بخورمت... اما انگار کرم ها

                استخاره نمی کنند!

                ۲۲) قلاب انداختم و گرفتمت... تا بجنبم بلعیدنت!

                ۲۳) در چشم های تو مانور برگزار بود... دویدم تا شرکت کنم... وای گول خوردم

                جنگ است!

                ۲۴) همچو عقربه ای بودم... اما ندانستم کدام ساعت بودی که هیچ وقت بهت

                 نرسیدم!


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                «عشق، تيغ، نابودي

                وقتي پايش را تو محل مي‌گذاشت همه بهش احترام مي‌گذاشتند.

                 هر كسي كه به قيافه‌اش نگاه مي‌كرد از ترس مي‌لرزيد. هيچ كس

                 رو حرفش حرف نمي‌زد. هم‌ي اين احترام و ترسيدن‌ها به خاطر گل

                 روي ماه من بود. هر وقت چيزي مي‌خواست نسيه بگيرد من وساطت

                مي‌كردم. اونم به من خيلي عشق مي‌ورزيد ...

                تا اين كه عاشق يه دختر شد. عشق‌اش به او گفت: اگر من را

                مي‌خواهي بايد دست از او بكشي. منظورش از او من بودم. بعد

                 از اين كه فكرهايش را كرد، رفت حموم. آبي به صورتش زد.

                تيغ را برداشت. شروع كرد به تراشيدن من ...

                ديگر آن احترام و عزت از بين رفت. منم از بين رفتم.


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                غروب روشن

                غروب روشن

                 

                در فرار اندوهناك زمان ...

                و در غروب روشن خط درد ...

                رنجش خنده هايم را ...

                از شيشه ي شكسته ي صورتم احساس مي كنم


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                انتظار

                «انتظار»

                مهتاب جايش را به آفتاب داده بود. نگهبان مثل هميشه توي اتاقش خوابيده بود. كتري از گرماي بخاري به جوش آمده بود. من هم به ريل سفيد شده از برف نگاه مي‌كردم. امروز دهمين روزي است كه در انتظار آمدن قطار نشسته‌ام. تلفن مثل همه‌ي روزها زنگ خورد ... زنگ خورد ... زنگ خورد ... تلفن دادش بلند شد. برداشتم. مرد پشت تلفن گفت: «نگهبان خودت هستي؟» صدايش برام آشنا بود. گفتم: «خوابيده»

                -      شايد هستيد آقاي مسافر؟

                -      بله

                -      هر موقع زنگ زدم او خواب بود،‌ پس كي خواب نيست؟ حكم اخراجش را مي‌فرستم. اگه ممكنه نگهبان اونجا شما باشيد. حقوقتون هم محفوظه.

                -      آخه، من مسافر هستم.

                -      تا وقتي قطار مياد و كسي رو پيدا مي‌كنيم.

                گفتم: «باشه». گفت: «آقاي نگهبان امروز قطار به دليل خرابي ريل نمياد» اين حرف براي من عادي بود ...

                امروز سي روز است كه در انتظار قطار نشسته‌ام. تلفن زنگ خورد ... گفت: «نگهبان، امروز قطار مياد» زود استعفانامم رو نوشتم. چمدان رو برداشتم. كنار ريل ايستادم. قطار از دور ديده مي‌شد ...

                نزديك شد ... نزديك‌تر شد ... ايستاد. خواستم سوار شوم كه لكوموتيوران گفت: «بخاطر نقص قطار، حركت نمي‌كنيم ...

                فردا رفتم. لكوموتيوران گفت: قطار يك ماه كار دارد تا دوباره راه بيفتد» اما من بخاطر اطمينان هر روز مي‌رفتم. تو اين رفت و آمدهاي هر روزه‌ام به عنوان دستيار مكانيك استخدام شدم ...

                فردا قطار حركت مي‌كرد ... استعفانامم رو نوشتم. رفتم خونه به خودم رسيدم. ساعت قرار شد من رو بيدار كند ...

                چشمام رو باز كردم: آفتاب وسط آسمان بود. ساعت از من خسته‌تر، پنج و پنجاه و نه دقيقه خوابش برده بود.

                 رفتم ايستگاه قطار نگهبان گفت: «خيلي وقت است قطار حركت كرده».

                از سفر رفتن منصرف شدم.


                موضوع :

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                ازتو انتظار نداشتم

                از تو انتظار نداشتم منو تنها بزاری

                بری و رو وعده های نقره ایت پا بزاری

                توی شهری که پر از برجه و اسمون خراش

                من و بین  گرگا و غریبه ها جا بزاری

                از تو انتظار نداشتم  دستمو رها کنی

                من واست بمیرم و به دیگری نگا کنی

                باورم نمیشه که من از خدا تو رو بخوام

                تو واسه یکی دیگه شبا خدا خدا کنی

                تو میگفتی که همه عشقت و زندگیت منم

                حالا میخوای بری و خط روی رویات بزنی

                از تو انتظار نداشتم بشی رام سرنوشت

                منو بفرستی جهنم و خود ت بری بهشت

                همه مردم اینجا قصه مونو میدونن

                اخرر قصه ولی چقدر  غم انگیزه و زشت

                از تو انتظار نداشتم که ازم دوری کنی

                با من دیونه عاشقت این جوری کنی

                از تو انتظار نداشتم که بشی مثه همه

                همیشه  میگفتم از تو هر چی خوب بگم کمه...


                موضوع : عاشقانه

                نوشته شده توسط mosafer در 2/4/1389

                ارسال نظر [ 0 ]


                :: دل نوشته
                :: عشق یعنی
                :: بدون عنوان
                :: بدون عنوان
                :: عشق
                :: عکسهای عاشقانه
                :: غم

                [ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 3 ] [ صفحه بعد ]




                وبلاگ شاعرانه
                دوستانه

                faryadroozgar@yahoo.com


                :: حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
                :: ازمرجع دانلود برنامه دیدن کنید
                :: مرجع برنامه هایجاوا برای وبلاگ وسایت
                :: بهترین سایت
                :: عکسهای ایرانی
                :: وبترین
                :: توکان

                صفحه نخست | ايميل ما | لينك آر اس اس | آرشیو مطالب | طراح قالب

                Powered By javanblog.com Copyright © 2009 by http://rahzan.javanblog.com
                Design By : wWw.Theme-Designer.Com